کتاب چشمهایش

کتاب چشمهایش

دسترسی: در انبار
SKU: 8032

14,000 تومان

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات محصول

کتاب چشمهایش توسط فروشگاه اینترنتی کتاب شلفی جهت استفاده کتاب دوستان عزیز عرضه شده است.

مقدمه

کتاب چشمهایش شاخص‌ترین اثر «بزرگ علوی» است و روایت یکی از دوستداران نقاش معروفی به نام “ماکان” است که به دنبال راز مرگ مشکوک استاد در تبعید است. در خلال داستان آقای ناظم همان دوستدار استاد حدس می‌زند که راز مرگ استاد در یکی از تابلوهای ایشان که به خط خود استاد “چشمهایش” نامیده شده و در شخصیت مدل این اثر نهفته است. پس از آن سعی می‌کند با پیدا کردن زن به تصویر کشیده شده در تابلو به این راز دست پیدا کند و برای این کار ناظم مدرسه نقاشی‌ای می‌شود که آثار ماکان در آن به نمایش در آمده است. در ادامه با پیدا شدن فرنگیس پرده از راز مرگ ماکان برداشته می‌شود. بزرگ علوی در این رمان روش استعلام و استشهاد را به کار برده، روشی که چند اثر دیگر او را نیز شکل داده است. این شیوه بیشتر در ادبیات پلیسی معمول است. یعنی کنار هم نهادن قطعات منفصل یک ماجرای از دست رفته و ایجاد یک طرح کلی از آن ماجرا به حدس و قرینه. بدین ترتیب یک واقعه گذشته به کمک بازمانده‌های آن نوسازی می‌شود. نثر منظم و سیال نویسنده در قیاس با معاصرانش بسی امروزی می‌نماید. این کتاب از آثار معدود فارسی است که در مرکز آن یک زن با تمام عواطف و ارتعاشات روانی و ذهنی قرار گرفته است.

بخشی از متن کتاب چشمهایش

زیر تابلو، زیر قاب عکس، استاد به خط خود نوشته بود: چشم هایش- یعنی چشم های زنی که او را خوشبخت کرده یا به روز سیاه نشانده. چشم های زنی که در هر حال در زندگی استاد اثر سنگینی گذاشته و نقاش را برانگیخته است.  به چه قصد این صورت را ساخته بود؟ آیا بدین منظور که از غربت پس از مرگش هدیه ای برای معشوقه اش فرستاده و بدین وسیله وفاداری و دلدادگی خود را بروز داده باشد؟ یا اینکه می خواسته به زنی که با چشم هایش او را اسیر کرده بود بگوید که من تو را شناختم به طوری که خودت نتوانستی خویشتن را بشناسی، و من میدانم تو باعث شدی که من امروز زجر بکشم. شاید هم می خواهد بگوید: ای چشم ها، اگر صاحب شما با من بود من تاب می آوردم و کامیاب می شدم…

در آغاز کتاب چشمهایش ، تهران و خفقان حاکم بر آن توصیف میشود. نقاش بزرگ، استاد ماکان، در هفنم دی ماه ۱۳۱۷ در حالی که بیش از سه سال در کلات و در تبعید بوده به صورت مشکوکی می میرد. رژیم برای سرپوش گذاشتن بر جنایت، نمایشگاهی از آثار او ترتیب میدهد ولی به دلیل هجوم مردم به نمایشگاه، آنرا تعطیل می کنند. از استاد ماکان تابلویی به نام چشمهاش به جا مانده است.
راز این تابلو تبدیل به یک معما شده است. راوی داستان ناظم است که مسئولیت مدرسه ماکان پس از او بر عهده گرفته است. او بدنبال کشف راز تابلوی چشمهایش است.

در سالروز مرگ استاد زنی به دیدار از موزه مدرسه می آید. آقا رجب که در داستان نوکر استاد ماکان است زن را می شناسد و به ناظم میگوید صاحب چشمهای در تابلو این زن بوده است. ناظم زن را پیدا نمیکند و تا پنج سال منتظر مراقب میماند تا آن زن دوباره می آید. ناظم موزه را به زن نشان میدهد در حالی که تابلوی چشمهایش را پنهان کرده است. زن متوجه میشود و سراغ آنرا از ناظم میگیرد و از او میخواهد آن تابلو را به قیمت پنج هزار نومان به او بفروشد و ناظم میگوید هرچه در مقابل آن تابلو از تو بخواهم باید به من بدهی و زن میپذیرد. قرار میگذارند و شب ناظم تابلو را به درخانه زن میبرد.
آن شب زن شروع به صحبت میکند و میگوید نوزده ساله بوده که برای اولین بار به سفارش پدرم استاد را ملاقات کردم. او علی رغم سایر مردان به زیباییم توجهی نکرد و وقتی نقاشی هایم را دید گفت: ان شاءالله خوب می شود. من آنوقت از رفتارش متنفر شدم و قصد کردم برای یادگیری نقاشی به فرنگ بروم. در فرنگ سرانجام در EDBA ثبت نام کردم. زیباییم آنجا شهره عام و خاص شد، یکی از عشاقم به نام ((دوناتللو)) خودکشی کرد و یکی دیگر درباره ام رمان نوشت. پس از چهارسال متوجه شدم در هنر نقاشی بی استعدادم و یکنواختی زندگی انقدر به من فشار اورد که تا مرز خودکشی پیش رفتم .سفری به ایتالیا کردم و پیش استفانو (استاد نقاشی ماکان) رفتم. او از ماکان و خداداد برایم تعریف کرد. خداداد را میشناختم و قبلا اونرا در EDBA دیده بودم. فهمیدم او یکی از دویست نفری است که چند سال پیش در تهران و شهرهای دیگر دستگیرشدند. استاد ماکان با پنهان کردن خداداد در منزلش و با گرفتن شناسنامه جعلی او را به فرنگ میفرستد و به استفانو معرفی میکند. او حالا ازطریق فروش مینیاتورهایش امرار معاش میکند. خداداد با توزیع روزنامه فارسی پیکار که در برلین چاپ میشود به فعالیتهای سیاسی خود ادامه میدهد. خداداد به زن میگوید که به ایران برگردد و زیر دست استاد ماکان به مبارزه علیه رژیم بپردازد. خداداد نامه ایی به استاد ماکان مینویسد و زن را که حالا با اسم مستعار فرنگیس صدا میکند را به او معرفی میکند .فرنگیس به ایران برمیگردد.

خلاصه کتاب چشمهایش

استاد ماکان نقاش بزرگ که یک مبارز سیاسی علیه دیکتاتوری رضا شاه است در تبعید درمی‌گذرد. یکی از آثار باقی‌مانده از او، پرده‌ای است به‌نام «چشمهایش»، چشم‌های زنی که گویا رازی را در خود پنهان کرده‌است. راوی داستان که ناظم مدرسه و نمایشگاه آثار استاد ماکان است، سخت کنجکاو است راز این چشم‌ها را دریابد. بنا بر این سعی می‌کند زن در تصویر را بیابد و از ارتباط او با استاد ماکان بپرسد. پس از سال‌ها ناظم زن مورد نظر را می‌یابد و در خانهٔ او با هم گفتگو می‌کنند. زن به او می‌گوید که او دختری از خاندانی ثروتمند بوده‌است و به خاطر زیبایش توجه مردان بسیاری را جلب خود می‌کرده اما آن‌ها برای او سرگرمی‌ای بیش نبودند و تنها استاد ماکان بود که توجهی به زیبایی و جاذبه‌اش نداشته‌است. زن برای جلب توجه استاد با تشکیلات مخفی سیاسی زیر نظر استاد همکاری می‌کند اما استاد نه فداکاری او را جدی می‌گیرد و نه احساسات و عشق او را درمی‌یابد. در آخر استاد توسط پلیس دستگیر می‌شود و زن به درخواست ازدواج رییس شهربانی که از خواستاران قدیمی او بوده‌است به شرط نجات استاد از مرگ پاسخ مثبت می‌دهد. استاد به تبعید می‌رود و هرگز از فداکاری زن آگاه نمی‌شود. در تبعید پردهٔ چشمهایش را می‌کشد، چشم‌هایی که زنی مرموز اما هوس‌باز و خطرناک را نمایان می‌کند. زن می‌داند که استاد هرگز او را نشناخته است و این چشم‌ها از آن او نیست.

کتاب چشمهایش اثر نویسنده مشهور ایران استاد بزرگ علوی بدون تردید یکی از جریان سازترین و تاثیر گذارترین رمانهای ایرانی است که نه تنها بر ادبیات بلکه برجامعه ایرانی و حتی تحولات اجتماعی دهه پنجاه  موثر بوده است. در خلاصه کردن سعی شده تحلیل های علت و معلولی حوادث رمان حذف و فقط  معرفی کوتاهی از رمان و نویسنده آن انجام شود. ذکر چند نکته درباره این رمان ضروری است، کتاب چشمهایش در سال ۱۳۳۱ باعث شد که علوی را به یکباره در بین نویسندگان معاصر نامدار و زبانزد شود. بنابر تاریخی که «بزرگ علوی» خود در پایان رمان چشمهایش نوشته است، نگارش این کتاب شش ماه طول کشیده. از همان سطر آغازین رمان نویسنده سعی دارد ما را با فضای سیاسی زمان خود آشنا سازد و به خواننده بفهماند که با رمانی با زمینه های سیاسی طرف است ولی به نظر نمیرسد کاملا سیاسی باشد نکته دیگر نحوه روایت کتاب است. کتاب از ابتدا توسط مردی ناظم نقل می شود و در ادامه ناظم شروع به نقل از زبان زن ناشناسی می نماید که در حقیقت به طور هنرمندانه ای راوی انتقال پیدا می کند و احساساتی که توسط این زن بیان می شود بسیار لطیف و دقیق است و از جانب نویسنده ای مرد اینگونه توصیفات جالب و قابل تحسین می باشد. این رمان از آثار معدود فارسی است که در مرکز آن یک زن با تمام عواطف و ارتعاشات روانی و ذهنی قرار گرفته است. در آخر اینکه این رمان همچون سندی از تاریخ معاصر ایران و دوره رضا خان در تاریخ ادبیات ایران ثبت گردیده است.

درباره نویسنده

بزرگ علوی در بهمن ماه ۱۲۸۲ (دوم فوریه ۱۹۰۴) در تهران متولد شد. پدر او حاج سید ابوالحسن و پدر بزرگش حاج سید محمد صراف نمایندهٔ نخستین دوره مجلس بود. مادر وی نوهٔ آیت‌الله طباطبایی بود.او در هجده سالگی به آلمان رفت و تحصیلات دانشگاهی اش را آنجا به پایان برد. پس از بازگشت به گروه مارکسیستی دکتر تقی آرانی پیوست. 

بزرگ علوی،در سال ۱۳۲۳ خورشیدی سردبیر مجله ی ادبی پیام نو شد و در کنار صادق هدایت و مجتبی مینوی، به انجام فعالیت های ادبی پرداخت. در آن دوران به این گروه گروه اربعه لقب دادند. پس از مدّتی، به دلایل سیاسی و طرفداری از طبقات زحمتکش جامعه، به زندان افتاد و کتاب هایش هم از همان زمان تا سال ۱۳۵۷ خورشیدی، اجازه ی  چاپ پیدا نکرند.

آثار دیگر این نویسنده

بزرگ علوی  با خلق داستان هایی چون  چشم هایش، گیله مرد، چمدان، پنجاه و سه نفر، ورق پاره های زندان، میرزا، نامه ها، سالاری ها و … بیش از نیم قرن  از چهره های مطرح ادبیات میهن عزیزمان ایران و از نویسندگان پیشگام و زبردست مکتب جدید رمان نویسی مدرنیته این مرز و بوم بود. بزرگ علوی برخی از آثار ارزشمند ادبیات فارسی را هم به زبان آلمانی ترجمه کرد که از جمله ترجمه ی شعرهای ” حکیم عمر خیام نیشابوری ” و نیز ترجمه ی ” هفت پیکر ” و اثر برجسته ی ” حکیم نظامی گنجوی ” را می توان نام برد . از دیگر تلاش های پر ارزش او طی سال های مهاجرت، تدوین فرهنگ لغات فارسی به آلمانی است. روزهای پایان عمر بزرگ علوی به علت سکته ی قلبی در بیمارستان فریدریش هاین برلین بستری شد و سرانجام در روز یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۷۵ دار فانی را وداع گفت.

فروشگاه اینترنتی کتاب شلفی تلاش می کند بهترین و نایاب ترین کتاب های موجود در بازار را در دسترس علاقه مندان كتاب قرار دهد. اين فروشگاه فرآيند ارائه كتاب را ساده و يافتن كتاب ها را _هرچند كم ياب باشد_ آسان كرده است. بر این اساس کتاب چشمهایش (بدرقه جاویدان) در این فروشگاه ارائه شده است تا در صورت تمايل خوانندگان عزیز و علاقمندان به کتاب و کتابخوانی به آسانى كتاب ياد شده را خريدارى و استفاده كنند.

همچنین دوستداران کتاب می توانند کتابهای ديگر را نيز از طريق سایت اين فروشگاه مشاهده کرده و به بررسى كتاب هاى ارائه شده بپردازند. برای پیدا کردن کتاب مورد نظر می توان از دسته بندی محصولات یا بخش جستجو که در بالای همین صفحه (و تمام صفحات سایت) قرار دارند استفاده نمود.

پیشنهاد می شود برای یافتن کتاب مورد نظر ابتدا نام کامل کتاب را وارد نموده (برای مثال عبارت کتاب چشمهایش (بدرقه جاویدان) را وارد نمایید) و پس از آن بر روی گزینه سرچ کلیک کنید. در صورت موجود بودن کتاب در سایت با این روش به احتمال زیاد می توان کتاب مربوطه را در نتایج جستجو مشاهده نمود. با این وجود در صورتی که با نام کتاب موفق به یافتن کتاب نشدید این بار بخشی از نام کتاب یا نویسنده را وارد نموده (برای مثال عبارت بزرگ علوی را وارد نمایید) و مجددا اقدام به سرچ کنید.

در پایان از عزیزانی که کتاب چشمهایش (بدرقه جاویدان) را مطالعه نموده اند تقاضا می شود در صورت تمایل در بخش دیدگاه ها اقدام به نگارش نظرات و ثبت امتیاز نمایند. این کار می تواند به تسهیل تصمیم گیری سایر بازدیدکنندگان و علاقمندان به تهیه کتاب چشمهایش (بدرقه جاویدان) کمک شایانی نماید.

با تشکر

فروشگاه اینترنتی کتاب شلفی

 

اطلاعات بیشتر

پدیدآورنده

بزرگ علوی

انتشارات

نگاه

زبان

فارسی

تعداد جلد

1

سال انتشار

1389

وضعیت

دست دوم