ویژه کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون مصر (معیار علم)

کتاب سینوهه (پزشک مخصوص فرعون)(معیار علم)

دسترسی: اتمام موجودی
SKU: 34385

35,000 تومان 33,200 تومان

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات محصول

کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون مصر (معیار علم) نوشته میکا والتاری توسط انتشارات معیار چاپ شده است.

 

کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون مصر نوشته «میکا والتاری» نویسنده فنلاندی فقط ۶۰ صفحه است که از روی پاپیروسهای مصری بازنویسی شده و البته بهمراه اضافات بسیاری که به ان افزده شده است که باید اصل پاپیروسها را ۲۰ یا فقط ده صفحه تصور نمود این در حالی است که این کتاب توسط ذبیح‌الله منصوری ترجمه و چاپ شد. این کتاب از سالها پیش تا کنون صدها بار و توسط انتشارات مختلف تجدید چاپ شده است.

با نگاهی به نوشته‌های ذبیح‌الله منصوری درمی‌یابیم که وی بیش از آنکه یک مترجم باشد نویسنده‌ای توانا بوده‌ است. کتاب‌های او از نظر تاریخی سندیت دقیق و درستی نداشته و ندارند، گرچه وی تلاش بسیاری که در کتب تاریخی است به حوادث کتاب با رخدادهای دنیای واقع نیز همسان باشند، اما در برخی از اوقات نوشته‌های او با تاریخ واقعی در تضاد هستند و این مهم را نباید فراموش کرد.

خلاصه کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون مصر

از ابتدای کتاب شما را منصوری به مصر باستان میبرد قدرت شگفت انگیز منصوری در خلق کارکتر، کاراکتر و ترسیم فضاهای کاملا استثنایی و مخصوصا در نصیحت کردن از زبان کاپتا غلام یک چشم سینوهه، سینوهه و دیگر بازیگران این داستان کاملا منحصر بفرد و خارق العاده است. شاید جذابترین این قسمت تکرار نشدنی این کتاب هم همین است.

شما باید حتما این کتاب را بخوانید و شاید بازاریابی به روش مترجم و نویسنده این کتاب هم جالب است او ابتدای کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون مصر می گوید لطفا و حتما این کتاب را در جوانی و میانسالی و پیری مطالعه فرمائید. دو نصیحت اول را عمل کردم و اگر عمری باشد به نصیحت سوم و اززنده زنده یاد منصوری عمل می کنم و دقیقا با هر بار خواندن سینوهه به یک تجربه جدید و یک ایده نو دست پیدا نمودم. سینوهه پزشکی مصری است که در حدود ۵۰۰ قبل از میلاد حضرت موسی میزیسته است او یک مرد چاق و کچل است که نویسنده آنرا با شکمی فربه برای ما ترسیم نموده است.

مصریان با تیغ تراشیدن سر را برای زن و مرد نوعی تمدن می دانسته اند اما در ایران باستان ملکه ­ها موهایشان بلند بوده و عوام به دلیل کار زراعت، موهای کوتاه داشتند و در واقع موی سر وجه تمایز ملکه و یک بانوی عادی بوده است.

سینوهه در هزاران سال پیش نماد بشر امروز فریبکاری زنان و تشنگی نسل انسان به خوردن و شهوت و قدرت و…. است. آری سینوهه در هزاران سال پیش از ریاکاری به روشهای قدیمی که برای ما امروز هم کاربرد دارد می گوید او بهمراه غلام یک چشمش کاپتا به همه جای دنیای آنروز سفر می کند.

یکی دیگر از قسمتهای جالب زمانی است قبل از اینکه دچار مکر نفر( به معنی بسیار بسیار زیبا ) شود و این جوان آنروز قصه ما است داستانی که شاید امروز و هر روز در حال اتفاق افتادن است اما روایتهای آن فرق دارد و کلیات آن دقیقا یکسان است، سینوهه با این زن برخورد می کند زن برای اغواء کردن او دست سینوهه را گرفته و…

چرا که قبل از آن سینوهه به آن زن می گوید من شنیده ام زنها در سینه خود اتشی دارند آری انگار آن زمانها هم مردان از مکر زنان اصلا در امان نبوده اند و سینوهه هم می گوید من به راستی اتشی حس نکردم و حس بسیار خوب و لذتبخشی هم داشتم و…

سالها بعد سینوهه دوباره با همان زن زیبا و فریبکار روبرو می شود و آنقدر او را فریب می دهد که حتی اورا مجبور به فروش قبر پدر و مادرش می شود و البته باید بدانیم که این مهمترین دارایی یک مرد یا زن مصری آنروزگار بوده است  که نام آن فصل گریه اورترین واقع جوانی من است. در ادامه قصه سینوهه به دارالحیات یا بیمارستان امروزی می رود و متوجه حیله­ گری کاهنان مصر و خداهایشان می شود و دم برنیاورد تا بتواند ادامه تحصیل دهد ( در آن روزگار مصریان مثل هندیان صدها خدا داشتند)

سینوهه­ در این زندگینامه خود اشارات جالبی دارد او چنین می گوید:

افراد کمی باهوش­تر با آلتی به نام دین، چوب در آستین عوام نادان می­کنند و عوام  نادان به شدت دوستدار و پیروشان بودند

با سینو رفتم پیش کاپتا! و کاپتای دزد بسی درایت داشت و بسی بی­ مسوولیت بود! مثلا پدر سه فرزند بود و همسر داشت، اما پس از آزادی لبته در تمام سرنوشت سینوهه، زن­ها و مردها در هیچ قید و بندی نبودند و روابط کاملا آزاد داشتند و این روابط، تنها در معبد زشت بوده. اما در ملل غربی کلا آزادی بوده و فکر کنم یک فروید هم (البته صرفا یک بخش از آن…) در آن زمان در جزایرشان ظهور کرده بود! به مردمان بور در آن سوی جزایر، ملل وحشی و آدمخوار می­گفتند! که بعدا معلوم می­شود بسیار تمیز هستند… در مصر برای این که مردی با زنی خواهر شود! (ازدواج یعنی!) باید یک کوزه را به اتفاق هم می­شکستند…

یک جای داستان، همان زن مکار، که به نظر می رسد اقتضای زمان و طبیعتش بوده که مکار باشد، یک داستان بسیار درست و ماجرای الهه­ی عشق را تعریف می­کند. الهه­ ای که بدنش آدم و سرش گربه است! چون پنجه­ های گربه در ابتدای نوازش نرم و بعد تیز می­شود. حال آنکه همین الهه در یونان و اروپا به نام کوپید است و پسربچه­ ای لخت است که تیر و کمان دارد و تاریخچه ­اش دقیقا معلوم نیست…

مینا دختر پادشاهی به اسم مینوس. در کشور مینا که به نظر می رسد جزو دولت غرب بوده یا شاید هم همان کشور مغرب امروزی باشد، کاهنان مردم را ابله فرض کرده بودند، منتها ضرب در هزار!!

آخناتون انسان جالبی بوده است و برخی عقایدش مثل عقایدی است که برخی فلاسفه گفتند.. این آخناتون چهارم است. آخناتون یکتاپرست بوده. منتها در قالب خورشیدپرستی!! خدا را حس می کرده، منتها در قالب واحد و مخصوصا نور خورشید.

وقتی مردم خدای آتون او را نمی پذیرند او از طبس کمی دورتر می شود و یک تمدن دیگر ایجاد می کند. شهری با خانه های کاملا هم اندازه که آشپزخانه ها در داخل خانه بودند (زنان قدیمی مصر جلوی در خانه های­شان آتش روشن می کردند و غذا می پختند و این تغییر را دوست نداشتند).

فرعون جدید یعنی آخناتون چهارم می خواسته همه مردم در برابری کامل زندگی کنند. اما خوش بینی او هرگز به وقوع نپیوست. در زمان پادشاهی آخناتون سرداری جنگی و شجاع به نام «هورم هب» می ­آید که به فرعون خدمت کند او با جنگاوری­ اش، و درست روزی که فرعون را صرع فرا می­گیرد، سروکله اش پیدا می­ شود و به کمک سینوهه او را به کاخ می­برند و البته تاریخ مصر بسیار تحت تاثیر هورم هب قرار می­گیرد.

آری اخناتون یگانه ­پرستی را رواج می­دهد که خلاف میل کاهنان سودجو بوده و کاهنان از همان ابتدا علیه او مردم را می ­شورانند. آخناتون هم از همان ابتدا در سدد است تا معبد خدایان آمون را بدون خونریزی از بین ببرد ولی هرگز نمی­ شود آیینی نو بدون خونریزی ایجاد شود و خون­های بسیار ریخته می­ شود که مسبب اصلی اش همان کاهن­ان بودند که مثلا می­خواستند مقاومت کنند و بعد این طور جلوه می­ دهند که آخناتون و خدایش موجب بدبختی هستند و مردم علیه فرعون می­ شورند و جوی خون جاری می­ شود و حتی پدر و پسر سر اختلاف عقیده یکدیگر را می­ کشند، چیزی که تاریخ بارها و بارها شاهد ان بوده، هست و خواهد بود.

بلاخره سینوهه مادر فرعون را ملاقات می­کند که زنی بود سیاه و چاق و سینوهه نمی­دانست چرا از بین زنان زیبای دربار، فرعون این زن را ملکه کرد؟ و بعدها طی داستان سینوهه متوجه می گردد که این زن که ماهرانه، گره­ های چلچله­ بازان را به هم می­بافد، در حال مستی گفت که وی نوزادان پسر را در سبدی که خودش بافته بود به رود نیل می­ انداخته و سربه نیست می کرده است.

کشف این حقیقت و اینکه او تنها زنی است که در دربار صاحب فرزند پسری شده منجر به کشف دیگری توسط سینوهه می گردد که او خود فرزند فرعون است که البته کمی رویا پردازی در آن وجود دارد.

آری سرانجام سینوهه کشف می کند که او خود هم در سبدی با همین گره به نیل سپرده شده بود و زنی زیبا و ظریف در همان شب تولد سینوهه فرزندش یک باره سیاه و دختر مرده می ­شود.

آری آن زن هرگز باور نمی ­کند که فرزندش دختر بوده و آن هم به این شکل سیاه و مرده و همه می­گویند دیوانه شده است…سینوهه سرانجام کشف می کند که شباهت بسیار زیادی به این زن داشته و حتی به معبدی که مجسمه همان زن در آن وجود داشته می رود و به حقیقت ازمایی می پردازد.

در دوران جدال خدایان “آمون” فرعون قبلی و “آتون” خدای فرعون جدید، روزی که معشوقه سینوهه که زن زیبایی است که مدیر یک رستوران معروف است با نوشیدنی معروفی به نام دم تمساح که در مورد آن هم بسیار اغراق میکنند و به همراه تهوت و غلام سابقش که اکنون به یکی از ثزوتمندان مصر تبدیل شده است، سربازها حمله می­کنند و آنجا را با خاک یکسان می­کنند.

سالها بعد کاپتا به سینوهه می­گوید که تهوت پسر تو بوده از مریت و این رازی بود که مریت از سینوهه همیشه پنهان می­کرد چون حس می­کرد سینوهه پسر فرعون است و خون خدایان را دارد و پزشک است و باید با زنی ازدواج کند که درخور او باشد نه یک زن بیسواد و عامی

کاهنان ابله ­پرور و برخی افراد سودجو و مردم که از دست آخناتون به تنگ آمده بودند و صد البته کاهنان که به این آتش، دامن می­زدند آرزو می­کنند فرعون زودتر کشته شود ولی مگر می توان خدا را کشت.

پس بلاخره کاهنان به کمک سینوهه سر فرعون را ­شکافتند تا مثلا بخارهای مسموم را از سرش خارج کنند کاری که در زمان فراعنه مصر باستان زیاد صورت می گرفت و جالبتر اینکه فرعون هم با این که از این توطئه شوم  خبر داشت اما هیچ چیزی نمی­گوید و فقط لبخند می­زند.

آخناتون دو دختر داشت و طبعا دامادش باید بر تخت می­نشست، داماد بزرگ­تر که عقلش می­رسید وقتی کاهن خواست او را گول بزند تا او سوری بر تخت باشد و از کاهن اطاعت کند، نپذیرفت و یک شب کنار نیل در آب می­ افتد و می­میرد.

داماد دوم که پنج سالش بوده و قرار بوده بعدها با دختر سه ساله فرعون ازدواج کند، را بر تخت می­نشانند. بدبختی­های این دوران را هم کاهن به داماد کوچک نسبت می دهد و مردم آنقدر از فقر به تنگ می­ آیند که آرزو می­کنند کاش کاهن بزرگ «آمی» بر تخت بنشیند. آمی پدرزن فرعون بود. هورم هب دوست داشت با خواهر فرعون ازدواج کند. آمی هم می­گوید اگر در توطئه قتل آخناتون شریک شود، کاری می­کند که با «باکتامون» خواهر فرعون ازدواج کند و فرعون شود.

هورم هب هم با وجود سوگندش برای خدمت به فرعون سینوهه را در منگنه قرار می­ دهد که فرعون را بکشد. باکتامون می­خواسته با پسر پادشاه کشور هاتی ازدواج کند و آمی و هورم هب از نامه باکتامون خبردار می ­شوند و هورم هب که او را می­خواسته و آمی هم که می­ بیند نمی­ تواند حکومت کند، سینوهه را دوباره در منگنه قرار می­ دهند و سینوهه دوباره مرتکب قتل می­شود. آمی مدتی را سلطنت می­کند.

سرانجام باکتامون و هورم هب را در معبد الهه جنگ به هم می­ رساند ولی باکتامون از هورم هب متنفر بوده و به بدترین شکل ممکن از شوهرش انتقام می­گیرد و با خیانت در سطح گسترده زمانی که هورم هب در جنگ است انتقام خود را از او می گیرد.

هورم هب هم پس از انتقام باکتامون دیگر از زن­ها متنفر می­شود.پس از به سلطنت رسیدن هورم هب، وی اسامی فرعون­های قدیم را از بین می­برد و نام آبا و اجداد خودش را می­نویسد. سینوهه در دوران پیری به حقیقت پی می­برد و به مردم می­گوید که باید برای عدالت زندگی کنند و همه او را طرفدار آخناتون می­دانستند و از او می­گریختند، زیرا آخناتون ملعون معرفی شده بود.

هورم هب وقتی می­ بیند سینوهه بر ضد او می­ شورد و در واقع حقیقت را بیان می­ کند و به مردم می­گوید که صاحب فرزندان زیاد نشوند تا بتوانند خوب به آنها برسند و سرباز و حمال نشوند، حال آن که هورم هب سرباز می­خواست! سینوهه را به محلی خالی از سکنه تبعید می­ کند، چند سرباز هم برایش می­ گذارد که به مصر بازنگردد و همه امکانات را هم در اختیارش قرار می­ دهد تا دور باشد و با عقایدش مردم را نشوراند…بعدها خدمتکار سینوهه که زنی پیر بود به جزیره می­رود تا از او مراقبت کند. سینوهه سه کتاب نیز درباره طب می­نویسد.

متنی از ضحبتهای سینوهه درباره خود در کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون مصر : از كودكي پدرم مرا به اطاق مطب خود مي‌برد تا اين كه من طرز معالجات او را ببينم. و من به زودي با تمام كاردها و گازانبرها و مرهم‌هاي پدر آشنا شدم و وقتي او در صدد معالجات يك مريض برمي‌آمد من به او دوا و نوار و آب و شراب مي‌دادم. مادرم مثل تمام زن‌ها از زخم و جراحت و دمل مي‌ترسيد و هرگز به مطب پدرم نمي‌آمد مگر وقتي كه پدرم او را براي بعضي از كارها صدا مي‌زد…

فروشگاه اینترنتی کتاب شلفی تلاش می کند بهترین و نایاب ترین کتاب های موجود در بازار را در دسترس علاقه مندان كتاب قرار دهد. اين فروشگاه فرآيند ارائه كتاب را ساده و يافتن كتاب ها را _هرچند كم ياب باشد_ آسان كرده است. بر این اساس کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون مصر (معیار علم) در این فروشگاه ارائه شده است تا در صورت تمايل خوانندگان عزیز و علاقمندان به کتاب و کتابخوانی به آسانى كتاب ياد شده را خريدارى و استفاده كنند.

همچنین دوستداران کتاب می توانند کتابهای ديگر را نيز از طريق سایت اين فروشگاه مشاهده کرده و به بررسى كتاب هاى ارائه شده بپردازند. برای پیدا کردن کتاب مورد نظر می توان از دسته بندی محصولات یا بخش جستجو که در بالای همین صفحه (و تمام صفحات سایت) قرار دارند استفاده نمود.

پیشنهاد می شود برای یافتن کتاب مورد نظر ابتدا نام کامل کتاب را وارد نموده (برای مثال عبارت کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون مصر (معیار علم) را وارد نمایید) و پس از آن بر روی گزینه سرچ کلیک کنید. در صورت موجود بودن کتاب در سایت با این روش به احتمال زیاد می توان کتاب مربوطه را در نتایج جستجو مشاهده نمود. با این وجود در صورتی که با نام کتاب موفق به یافتن کتاب نشدید این بار بخشی از نام کتاب یا نویسنده را وارد نموده (برای مثال عبارت میکا والتاری را وارد نمایید) و مجددا اقدام به سرچ کنید.

در پایان از عزیزانی که کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون مصر (معیار علم) را مطالعه نموده اند تقاضا می شود در صورت تمایل در بخش دیدگاه ها اقدام به نگارش نظرات و ثبت امتیاز نمایند. این کار می تواند به تسهیل تصمیم گیری سایر بازدیدکنندگان و علاقمندان به تهیه کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون مصر (معیار علم) کمک شایانی نماید.

با تشکر

فروشگاه اینترنتی کتاب شلفی

اطلاعات بیشتر

پدیدآورنده

میکا والتاری

انتشارات

معیار

زبان

فارسی

تعداد جلد

1

سال انتشار

1391 چاپ 1

وضعیت

نو