وداع با اسلحه

وداع با اسلحه

دسترسی: در انبار
SKU: 61019

50,000 تومان

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات محصول

کتاب وداع با اسلحه رمانی نوشته ارنست همینگوی نویسنده آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات است که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد. داستان درباره جوانی آمریکایی با نام فردریک هنری است که با درجه ستوان در جنگ جهانی اول در بخش آمبولانس‌ها در ارتش ایتالیا خدمت می‌کند. این اثر داستان گرفتارآمدن مردی تنها، با جنگی بیهوده و عشقی ناخواسته است. قهرمان این کتاب نماینده‌ی نسل خویش است و آنچه بر او گذشته است تنها مربوط به شخص او نیست؛ بلکه مربوط به انسان به‌طور کلی است: انسانی که از جنگ و ستیز خسته شده و برای خود “صلحی جداگانه” ترتیب داده است.

“وداع با اسلحه” یکی از بزرگ‌ترین آثاری است که پس از جنگ جهانی اول و براساس تجربیات واقعی نویسنده‌ی اثر در ارتش ایتالیا نوشته شده است.» در بخشی از داستان می‌خوانیم: «صبح زود وارد میلان شدیم و ما را در بارانداز پایین آوردند. یک آمبولانس مرا به بیمارستان آمریکایی برد. درون آمبولانس، روی برانکار خوابیده بودم، نمی‌توانستم تشخیص دهم که از کدام قسمت شهر می‌گذریم؛ ولی هنگامی که برانکار را پایین آوردند جای بازارمانندی را دیدم و یک مغازه‌ی نوشابه‌فروشی باز بود و دختری زباله‌ها را به بیرون جاروب می‌کرد. خیابان را آب‌پاشی می‌کردند و بوی صبح زود می‌آمد.»

ماجرای نوشتن رمان وداع با اسلحه

همینگوی متولد سال ۱۸۹۹  و برنده جایزه نوبل ادبیات و پسر بزرگ پزشکى به نام «کلارنس همینگوى» و مادرى به نام «گریس هال» است . در سال ۱۹۱۷ و پس از فارغ التحصیلى از دبیرستان ارنست همینگوی به عنوان خبرنگار روزنامه «کانزاس سیتى استار» ؛ روزنامه ای که در آن دوران یکی از روزنامه‌های مطرح آمریکایی بود؛  مشغول به کار شد. ارنست به خاطر ضعف بینایی از خدمت نظام معاف شد ولی با این حال به عنوان راننده آمبولانس راهى جبهه‌هاى جنگ جهانى اول شد. در سال ۱۹۱۸ همینگوى در حالیکه  ۱۹ سال داشت  در جبهه جنگ اتریش، ایتالیا زخمى شده در یکی ازبیمارستان‌های میلان بسترى شد او در همین بیمارستان بود که عاشق پرستار خود، «اگنس ون کروسکى» شد و به او پیشنهاد ازدواج داد.

بعد از جنگ جهانی اول؛ جوانانی که با شورو شوق به جبهه رفته بودند از آنچه که در آن دوران از عبارات و کلمات پر طمطراق و مقدس برایشان گفته بودند سرخورده می‌شوندو به دنبال آن؛ حالتی از آشوب و وازدگی  آنان را فرا می‌گیرد. ارنست بهتر از همه این حالت را دریافته و آن را در قالب رمانی زیبا بیان می‌دارد. این رمان که موضوعی رمانتیک دارد بر خلاف انتظار و در تناقضی گیرا به طرزی غیر رمانتیک پیش می‌رود به نحوی که سخت گیرترین و منتقد ترین خواننده‌ها را هم تحت تاثیر قرار داده و آنان را به تعریف و تمجید از آن وا می‌دارد انتخاب این رمان در لیست‌هایی مانند صد کتاب برتر تاریخ به انتخاب گاردین، صد رمان برتر به انتخاب کتابخانه مدرن و صد رمان برتر تاریخ به انتخاب دانیل برت بیانگر برتری این اثر در تاریخ ادبیات جهان است.

فیلم های ساخته شده

اولین فیلم سینمایی بر اساس رمان وداع با اسلحه به کارگردانی فرانک بورزیگی و بازیگری کوپر و هلن هیز و آدولف منژودر سال ۱۹۳۲ ساخته شد . این فیلم توانست برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری و بهترین صدا گذاری و نامزد اسکاربهترین فیلم و نامزد اسکار بهترین کارگردانی هنری در آن دوران گردد. در سال ۱۹۵۷ رمان وداع با اسلحه به کارگردانی چارلز ویدور و جان هیوستن و با هنرنمایی  بازیگرانی چون  جنیفر جونز،راک هادسن و ویتوریو دسیکا بر روی صحنه می آید و ویتوریو دسیکا (کارگردان شهیر ایتالیایی) برای بازی در این فیلم نامزد اسکار بهترین بازیگر می‌شود.

بخشی از رمان وداع با اسلحه 

ما در روزهای پایانی تابستان آن سال در خانه ای که روبه روی آن رودخانه، دشت و سپس کوهی قرار داشت ـ در یک دهکده زندگی می کردیم. ریگ ها و سنگ­ریزه ها در کف رودخانه و در نور آفتاب خشک و سفید به نظر می رسیدند. آب بسیار زلال بود و در جایی که عمق آن بیشتر می شد، رنگ آبی به خود می گرفت.
از جاده ی کنار رودخانه نظامی ها عبور می کردند. چنان گرد و خاکی از قدم هایشان برمی خاست که برگ های درختان را می پوشاند و آن ها را خاکستری رنگ می نمود.
جنگ در کوه ها و دره ها هنوز ادامه داشت و هنگام شب تشعشعات توپخانه به چشممان می خورد که در تاریکی، همچون رعد و برق تابستانی به نظر می آمد؛ اما شب ها سرد بود و هیچ نشانه ای از جنگ در کوه ها و دره ها هنوز ادامه داشت و هنگام شب تشعشعات توپخانه به چشممان می خورد که در تاریکی، همچون رعد و برق تابستانی به نظر می آمد؛ اما شب ها سرد بود و هیچ نشانه ای از طوفان دیده نمی شد. گاهی در تاریکی صدای سربازهایی که از زیر پنجره می گذشتند به گوشمان می رسید. شب ها رفت وآمد زیاد بود. قاطرهایی می گذشتند که از هر طرفِ خورجینشان یک جعبه ی مهمات آویخته بود و کامیون های خاکی رنگی که پر از آدم بودند و نیز کامیون های دیگری که با برزنت پوشانده شده بودند و مهمات حمل می کردند؛ و توپ های بزرگی که روزها کامیون ها آن ها را می کشیدند و لوله های درازشان با شاخ و برگ سبز درختان پوشیده شده بود. جنگ برای تصاحب شمال در یک دره ی جنگلی پوشیده از درختان بلوط هنوز ادامه داشت؛اما نتوانسته بودند آن منطقه را به دست آورند. هنگام پاییز باران می بارید. همه ی برگ های درختان بلوط ریختند و شاخه های درختان عریان شده بودند. هوای رودخانه بسیار مه آلود بود و ابرها بر فراز کوه ها خودنمایی می کردند. کامیون ها و سربازهایی که از جاده می گذشتند، همه گل آلود بودند.

سربازان در حال گذر از جاده چنان کیسه های چرمی خاکستری رنگِ پر از فشنگ های باریک و دراز شش میلی متر و نیمی را جلوی کمرشان بسته بودند که به نظر می رسید هر یک از آن ها شش ماهه باردار است. ماشین های خاکستری رنگ کوچکی هم بودند که بسیار سریع حرکت می کردند و همیشه یک درجه دار در کنار راننده می نشست و …
درباره ارنست همینگوی نویسنده کتاب وداع با اسلحه 
ارنِست میلر هِمینگوی از نویسندگان برجستهٔ معاصر ایالات متحده آمریکا و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات است. او از پایه‌گذاران یکی از تأثیرگذارترین انواع ادبی، موسوم به «وقایع‌نگاری ادبی» شناخته می‌شود.
همینگوی در ۲۱ ژوئیه ۱۸۹۹ در اوک پارک ایالت ایلینوی متولد شد. پدرش کلارنس یک پزشک و مادرش گریس معلم پیانو و آواز بود. ارنست تابستان‌ها را به همراه خانواده‌اش در شمال میشیگان به سر می‌برد و در همان‌جا بود که او متوجّه علاقه شدید خود به ماهیگیری شد. او پس از اتمام دورهٔ دبیرستان، در سال ۱۹۱۷ برای مدّتی در کانزاس‌سیتی به عنوان گزارشگر گاهنامهٔ استار مشغول به کار شد. در جنگ جهانی اول او داوطلب خدمت در ارتش شد امّا ضعف بینایی او را از این کار بازداشت در عوض به عنوان رانندهٔ آمبولانس صلیب سرخ در نزدیکی جبهه ایتالیا به خدمت گرفته شد. در ۸ ژوئیه ۱۹۱۸ مجروح شد و ماه‌ها در بیمارستان بستری بود.
در بازگشتش به ایالت متحده مردم شهر و محله‌اش در اوک پارک از او مانند قهرمانان استقبال کردند. ارنست کار خبرنگاری را از سر گرفت. در پاریس ارنست برای تورنتو استار مشغول به کار شد. آن‌ها همچنان برای گذران زندگی از سهم ارث پدری هدلی استفاده می‌کردند و ارنست به کار داستان‌نویسی نیز می‌پرداخت. طیّ همین دوران یعنی بین سال‌های ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۶ بود که او در مقام یک نویسنده به شهرت رسید.
سبک ویژهٔ او در نوشتن او را نویسنده‌ای بی‌همتا و بسیار تأثیرگذار کرده بود. در سال ۱۹۲۵ نخستین رشته داستان‌های کوتاهش، در زمانهٔ ما، منتشر شد که به خوبی گویای سبک خاص او بود. خاطراتش از آن دوران که پس از مرگ او در سال ۱۹۶۴ با عنوان «عید متغیر» انتشار یافت، برداشتی شخصی و بی‌نظیر از نویسندگان، هنرمندان، فرهنگ و شیوه زندگی در پاریس دههٔ ۱۹۲۰ است.
کتاب های همینگوی عبارتند از:
  • سه داستان و ده شعر
  • در زمان ما
  • مردان بدون زنان
  • برنده هیچ نمی‌برد
  • خورشید همچنان می‌دمد
  • وداع با اسلحه
  • مرگ در ساعت یک بعدازظهر
  • مرگ در ساعت یک بعدازظهر
  • تپه‌های سبز آفریقا
  • داشتن و نداشتن
  • ستون پنجم و چهل و نه داستان کوتاه
  • زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند
  • بهترین داستان‌های جنگ تمام زمان‌ها
  • در امتداد رودخانه به سمت درختها
  • پیرمرد و دریا
  • مجموعه اشعار

اطلاعات بیشتر

پدیدآورنده

ر.مرعشی

انتشارات

پروین

زبان

فارسی

تعداد جلد

1

سال انتشار

1349 چاپ 3

وضعیت

دست دوم

şişli escort istanbul escort antalya escort beylikdüzü escort ankara escort halkali escort ataköy escort şirinevler escort beylikdüzü escort istanbul escort istanbul escort pendik escort فروشگاه اینترنتی کتاب شلفی | خرید اینترنتی کتاب نایاب، کمیاب و قدیمی

ارسال رایگان در تهران

برای خرید بالای ۱۰۰،۰۰۰ تومان

قیمت استثنائی

پایین ترین قیمت در بازار

پردازش سریع

پردازش و ارسال محصول تا ۴۸ ساعت

حراج! PhotoEditor_20190126_020332005
کتاب نایاب و کمیاب
صد کتابی که باید پیش از مرگ خواند

محصولات ویژه فروشگاه اینترنتی کتاب شلفی

paykasa instagram takipçi hilesi instagram followers free followers aşk büyüsü aşık etme büyüsü shell indir php shell hacklink hacklink al hacklink satın al denizli escort tempobet giriş eryaman escort muratpaşa escort istanbul escort bayan pendik escort escort kızılay escort5 eskişehir escorteskişehir escort eskişehir bayan escorteskişehir escort